راه مرو چشم دوپایم شکست
هیچ مگو قطع نمودم سخن
حرف مزن چشم ببستم دهن
هیچ نفهم . این سخن عنوان مکن
خواهش نافهمی انسان نکن
لال شوم کور شوم کر شوم
لیک محال است که من خر شوم