تبليغاتX
دختران حوا - پسران آدم - صفحه نخست
     
درباره
دختران حوا - پسران آدم
لاله را
مادرم کاشته بود
لاله عباسی شد
سیب را حوا چید
سیب آدم گردید
و بدان نام و نشان ماند که ماند
 

فهرست
صفحه نخست
پست الکترونیک
عناوین مطالب
خبرنامه

 RSS 2 
 
 

بایگانی
88/08/01 - 88/08/30
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/06/01 - 87/06/31
87/04/01 - 87/04/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/10/01 - 85/10/30
85/08/01 - 85/08/30
85/07/01 - 85/07/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
 

نویسندگان
حوا
آدم
 

پیوندها
Y.P.Y
رز وحشی
نوازنده باران
ساحره
نرم افزاری رایکا
خودم بی نقاب
شهر من
نجوای دل
عشق آتش خون
Galaxy
عسل درمانی
نگین سبز
سکوت
حلقه وب رادیو جوان
یه امردادی از آفتاب
حلقه سه شنبه
زردشت
راز دل مهتاب












 

پیوند به وبلاگ
دختران حوا - پسران آدم


دختران حوا - پسران آدم


دختران حوا - پسران آدم
 

طراح قالب
یوشا آل ایوب
 

اطلاعات وبلاگ
Powered by Blogfa

<-BlogCustomHTML->
 
تاریخچه برخی از گیاهان در مکتوبات کهن
نویسنده: آدم
اسطوخودوس(لاوند):
طبق یک روایت مسیحیان، لباسهای عیسی مسیح در دوران نوزادی، بعد از شستشو روی این گیاه خشک شده و این گیاه بوی معطرخودش رو به این ترتیب پیدا کرد.

اکلیل کوهی(رزماری): در یونان باستان اعتقاد بر این بود که این گیاه ذهن و حافظه رو تقویت می کنه. و بهمین دلیل دانشجویان اون رو درامتحانات بر سرشون قرار می دادند.

بذرک(کتان): در اسطوره های توتنی(آلمان قدیم)، الهه هولدا این گیاه رو به انسان معرفی کرد و هنر تابیدن نخ و پارچه بافی رو بهشون آموخت.

بنفشه عطری: در جنوب فرانسه(قدیم) به عنوان جایزه اشعار عاشقانه اهدا می شد که از یونان قدیم به ارث برده بودند.

بومادران: می گویند که آشیل پس از مجروح کردن تلفوس با نیزه، به کمک این گیاه که ونوس در اختیارش گذاشت، اورا شفا داد.

بومادران: چینیان باستان شاخه های این گیاه رو در هنگام تفعل و پیشگویی با کتابی به نام آی چینگ در اطراف طالع بین پراکنده می کردند و به آن ساقه پیشگو هم می گفتند.

بومادران: قهرمانان بزرگ یونان از این گیاه برای شفای سربازان خود استفاده می کردند.

به: در ادبیات کلاسیک یونان این میوه رو به سیب طرایی تشبیه می کردند. و میوه مقدس آفرودیت یا ونوس هم بود.

پنج انگشت خزنده(بنط افلن): در قرون وسطی یکی از اجزای مهم شربت عشق بود و جادوگران از این گیاه برای سحر هم استفاده می کردند.

ترخون: رومیان برای رفع خستگی ازش استفاده می کردند و یا در کفش های خود قرار می دادند.

زالزالک: یک افسانه مسیحی، بوته پر از تیغ را موسوم به تاج خارداد عیسی مسیح می نامیدند. و ملازم عاشقان هم می دانستند.

شنبلیله: مصریان در قربانگاه های خود برای ستایش استفاده می کردند.

گل رنج مسیح(گل ساعتی): شباهت قسمت هایی از این گیاه با ابزاری که عیسی مسیح رو شکنجه کردند بسیار بود. نامگذاریش هم به همین دلیل بود.

نعناع: در ابتدا دخترک زیبایی بود که فاتح قلب پلوتون خدای دریاها، در اساطیر یونان شد. و پروسپرین، همسر حسود پلوتون او را به تنبیه گناهش به گیاهی بدل کرد.




آدم | 88/05/30 | پیوند مطلب | 
 

متی
نور و نمک
"شما نمک جهانید. اما اگر نمک خاصیتش را از دست بدهد، چگونه می توان آنرا باز نمکین ساخت؟
دیگر به کاری نمی آید جز آنکه بیرون ریخته شود و پایمال گردد.
شما نور جهانید. شهری را که بر فراز کوهی بنا شده، نتوان پنهان کرد. هیچ کس چراغ را نمی افروزد تا آنرا زیر کاسه ای بنهد. بلکه آنرا بر چراغدان می گذارد تا نورش بر همه بتابد. پس بگذرید نور شما بر همه بتابد تا کارهای نیکتان را ببیند و پدر شما که در آسمان است، بستایند."

طلاق
گفته شده است: "هر که زن خود را طلاق دهد، باید به او طلاق نامه ای بدهد." "اما من به شما می گویم: هر که زن خود را جز به علت خیانت در زناشویی طلاق دهد، باعث زناکار شدن او میگردد. و هر که زن طلاق داده شده را به زنی بگیرد، زنا میکند!"

بخواهید، بجویید، بکوبید
"بخواهید که به شما داده خواهد شد. بجویید که خواهید یافت. بکوبید که گشوده خواهد شد.
زیرا هر که بخواهد به دست می آورد، و هر که بجوید یابد، و هر که بکوبد در به رویش گشوده می شود. کدام یک از شما اگر پسرش/دخترش از او نان بخواهد سنگی به او می دهد؟ یا اگر ماهی بخواهد ماری به او می بخشد؟ حال اگر شما با همه بدسیرتی تان، میدانید که باید به فرزندان خود هدایای نیکو بدهید، چقدر بیشتر پدر شما که در آسمان هست به آنان که از او بخواهند، هدایای نیکو خواهد بخشید؟! پس با مردم همانگونه رفتار کنید که می خواهید با شما رفتار کنند." این است خلاصه تورات و نوشته های انبیا.(انجیل عیسی مسیح-متی)



آدم | 87/01/16 | پیوند مطلب | 
 

عشق یعنی چی؟
علاقه؟!
عادت؟!
هواهوس؟!
حس سیار؟؟؟!!!
دوست داشتن؟!
میشه گفت نه این نه اون...
ولی نمیشه گفت یعنی این و اون...
میتونه هم مادی باشه هم معنوی.
میتونه شی باشه، حس باشه، تخیل باشه، شخص باشه، و ...
مهم اون همه چیزه درونی و عمقیه پاکیه که نسبت بهش داریم یا دارا میشیم.
اگر واقعی و درونی باشه: جدایی نمیاره، سرد نمیکنه، بی برکتی نمیاره، خسته نمیکنه، کمبود نمیاره، سیر نمیکنه و... ولو هم که برعکس. اما اونایی که تجربه کردن می دونن که عشق مثل یه دریاست گاهی وقتا آرومه و گاهی پر تلاطم. هیچ وقت هم از خودش جداتون نمیکنه. اما این وسط چیزی که مهمه اینه که یاد بگیریم چه جوری باید توی این دریا غوطه ور بشیم. اونوقته که این شما نیستید که شنا می کنید بلکه این دریای عشقه که شما رو جلو می بره. توی این دریا هر کسی به اندازه لیاقتش از اون بهره مند می شه و هیچ کسی تو محرومیتش جز خودش مقصر نیست(به قول بعضی از دیگران خلایق هر چه لایق).

در مورد آدما: توی این دریا گاهی گرداب درست می شه چون دو تا جریان آب با بارهای الکتریکی مختلف گاهی به هم برخورد می کنن( منظورم اینه که زن و مرد دو موجود کاملاً متفاوتند) این وسط به جای این که این دو جریان سرد و گرم مانع همدیگه بشن، باید بدونن که چطوری توی هم حل بشن.

و البته باید این همیشه یادمون باشه وقتی کسی میتونه قشنگ ترین لحظه های زندگیمونو بسازه، لیاقت اونو داره که براش همه کار بکنیم یا از همه چیزه مون بگذریم(تو عشق واقعی). اما به نظر من این راه رو نباید از همون اول پیشنهاد کرد چون خیلی ها تو پیدا کردن نیمه گمشدشون دچار اشتباه می شن(عقلشون = گوش و چشمشون).

توی عشق دو دو تا چهار تا معنی نداره. اگه عشق واقعی به وجود بیاد تمام موانع مادی معنوی خود به خود از سر راه برداشته می شن(چرا که عشق برکت داره). البته اگه عشق واقعی باشه.

آدما میتونن عاشق هم باشن اما نسبت به یه چیزایی نظرات مختلف داشته باشن. آدمای عاشق به نظر هم احترام میذارن.

تمام کسایی که میگن عاشق بودن اما حالا پشیمونن یا میگن عشق یه فریبه یا: عشق آدمو بدبخت می کنه، عشق سیاهه، عشق تاریکه، عشق مرگه، عشق بده، عشق خطرناکه(حسن)... مطمئن باشن که هیچ وقت عاشق نبودن. بلکه یه حس ساده یا عادت یا دوست داشتن ساده بوده که توش ضربه خوردن! عشق بزرگترین هدیه خدا به آدمه و راهی برای به تکامل رسیدن. پس امکان نداره خداوند به آدما، به اشرف مخلوقاتش هدیه ای بده که موجب رنجو عذابش بشه! ممکنه گاهی آدما توهم عاشق شدن بیاد سراغشون اما عشق واقعی تنها راه تعالیه.




آدم | 86/10/08 | پیوند مطلب | 
 

پذیرفتن خیر و صلاح خود
برای اینکه بتونیم با استفاده از تجسم خلاق اونچه رو که در زندگی می خوایم بیافرینیم باید مشتاق و قادر به پذیرفتن بهترین پیشکش زندگی، یعنی خیر و صلاح خود باشیم.

شاید عجیب به نظر برسه، نمی توانیم قبول کنیم که می تونیم اونچه رو که در زندگی می خوایم داشته باشیم، و این معمولاً ناشی از اعتقادی ریشه دار به بی ارزش بودن هست که در نخستین سالهای کودکی/نوجوانی به وجود اومده(از طریق دوستان، آشنایان یا خانواده). این اعتقاد اساسی اینجورین که "من اونقدرها نازنین و دوست داشتنی و ارزشمند نیستم پس لیاقت این رو ندارم که صاحب بهترین چیزها باشم".

معمولا این اعتقاد با احساس هایی متضاد مبتنی بر این که خیلی هم خوب و شایسته هستیم در هم می آمیزه. اگر می بینیم که نمی تونیم خود را در عالی ترین و شگفت انگیز ترین موقعیت های ممکن تصور کنیم یا اندیشه هایی این چنین به سرمان می یاد که "من هرگز نمیتونم صاحب اون چیز شوم." شاید لازم باشه به تصویری که از خود داریم بنگریم!

تصویری که از خود داریم یعنی شیوه نگرش و احساسی که به خودمون داریم. این تصویر معمولا پیچیده و چند جانبه هست.

یکی از موثر ترین راه ها اینه که ببینیم چه تصاویری از جسم خودمون داریم!

برای پی بردن به این، از خودتون بپرسید: همین الان به نظر خودم چه شکلی می آم؟ اگر خود رو زشت یا زمخت(لزج) و چاقو لاغر و گنده یا نی قلیان یافتید بدونید که اونقدرها هم خودتونو دوست ندارید تا اونچه که لیاقتش را دارید، یعنی بهترین چیزهای دنیا را به خود عطا کنید.

عبارات تاکیدی و تجسم خلاق بهترین راه برای آفرینش تصویری بهتر از خویشتن است. به محض این که پی بردید به دلیلی خود رو دوست ندارید، از هر مجالی برای تحسین و تمجید و قدردانی از خود استفاده کنید و عباراتی سرشار از مهر و محبت به خود بگویید.

به اون ویژگی هایی از خود فکر کنید که دوست دارید. همون طور که دوستای خوب خود رو با تمام نواقص و نقاط ضعفشان می توانید دوست بدارید خود رو می تونید همان گونه که هستید دوست داشته باشید و در عین حال بدانید که در بعضی از زمینه ها نیاز به رشد و کمال بیشتر دارید.

مدام به خود بگویید: من زیبا و دوست داشتنی هستم. من مشتاقم که شادمان خوشبخت و موفق باشم. من روشن فکرم. من کامل و تمام عیارم(حسشون کنید).

می تونید به جای تکرار عبارات بالا هر جمله ای که  فکر می کنید مناسبه انتخاب کنید.

تاثیر عمده این روش صحبت با خود به این علته که بیشتر تصاویر منفی ما در باره خودمون از سالهای اولیه کودکی/نوجوانی ما ناشی می شوند که دیگران از راه های گوناگون مارا قانع کرده اند که آدم های نالایق یا دست و پا چلفتی یا احمقی هستیم(کمتر یا بیشتر).

تلاش کنید خود رو هرچه روشن تر مجسم کنید و همان طور که به شخصی که دوست دارید عشق می ورزید به خودتان نیز توجه نشان بدهید.

تجسم خلاق برای برطرف کردن مشکلات جسمی که در خود احساس می کنید بسیار موثر هست. مثلا اگر احساس می کنید که خیلی چاق هستید یا خیلی لاغر هستید باید به طور همزمان بر روی دو مساله زیر کار کنید:

1. از طریق عبارات تاکیدی و انرژی سرشار از عشق و محبت بیاموزید خود را همان گونه که هستید دوست بدارید و تحسین کنید(نه غرور).
2. از طریق تجسم خلاق و عبارات تاکیدی خود رو اونجوری که می خواهید باشید: لاغر و شکم تخت و سالم و شاد بیافرینید. این فنون برای ایجاد دگرگونی های راستین بی نهایت سودمندند(
زندگی هر شخص دربند اندیشه ای هست که در ذهن دارد(از گفته های امام علی و حضرت مسیح)).

دو دستورالعمل بالا را برای حل هر مساله که در خود می یابید می توانید به کار ببرید. یادتون باشه که: در هر لحظه انسانی تازه هستید. هر روز روزی نو است و فرصتی تازه تا دریابید که: واقاً چه انسان شگفت و شیرین و نازنین و قابل ستایشی هستید.

علاوه بر بهبود تصویری که از خود دارید تکرار عبارات تاکیدی برای این که با آغوش باز موهبت های کائنات(منابع انرژی) را بپذیرید نیز ارزشمند است مثلا تکرار این عبارت:
من با آغوشی باز عطایای این عالم را می پذیرم.

در زیر روشی رو می خونید که حس احترام به خودتون رو بهبود و گنجایش پذیرش عشق و نیرو و قدرتی را که کائنات(منابع انرژی) آماده و مشتاق است که در مسیر شما براند افزایش می بخشد:

مراقبه بر تحسین
خود رو در موقعیتی روزمره تصور کنید و ببینید که یک نفر(آشنا یا غریبه) با عشقو محبت و تحسین فراوان نگاهتون می کنه و صفاتی که در شما دوست دارد می ستاید. حالا ببینید اشخاص بیشتری به سویتون می آن و به شما می گن که انسانی شگفت انگیز و قابل تحسینی هستید(اگر این تمرین شما رو شرمگین و خجالت زده می کنه بهش بچسبید). حالا ببینید که جمعیتی افزون تر به سوی شما روانند و خود رو در حال بار عام دادن یا بر روی صحنه تصور کنید. مجسم کنید که تماشاچیان هلهله کنان برای شما کف می زنند و از جان و دل شما رو می ستایند و با تمام وجود تحسینتون می کنند. طنین هلهله های اونا رو با گوش جان بشنوید. بلند شید و در برابر اونا سر فرود بیارید و از حمایت و تحسینشون تشکر کنید.




آدم | 86/09/21 | پیوند مطلب | 
 

سه رکن ضروری برای تجسم خلاق
سه عنصر مهم وجود داره که که در هر وضعیتی میزان موفقیت تجسم خلاق را تعیین می کنه(توضیحات مقدمه ای در رابطه با تجسم خلاق در دو پست قبلی داده شده)

۱- آرزو: باید از دل و جان بخواهید آنچه را که برای تجسم خلاق انتخاب کرده اید داشته باشید یا بیافرینید. منظور از آرزو خواسته ای از سر حرص و تملک و حسادت نیست بلکه قصدو نیت و احساس روشن و نیرومند است. باید از خود بپرسید آیا از صمیم قلب می خواهم که این آرزو براورده شود؟
۲- باور: هرچه بیشتر به آرزوی خود و امکان حصول آن اعتقاد داشته باشید یقین بیشتری حس خواهید کرد. از خود بپرسید آیا معتقدم که این هدف می تواند وجود داشته باشد؟ و آیا باورم این است که تحقق آن برایم ممکن است؟
۳- پذیرش: باید مشتاق پذیرفتن و داشتن چیزی باشید که جویای آن هستید گاهی بی آن که هدفی را واقعا بخواهیم آن را دنبال می کنیم زیرا صرفا از فرایند دنبال کردن لذت می بریم. از خود بپرسید آیا واقعا می خواهم که این را به این صورت کامل داشته باشم؟

مجموع این سه رکن رو نیت می گن. هروقت نیت شما برای آفریدن چیزی کامل بود، یعنی سراپا طلب و آرزو بودید و اعتقاد کامل داشتید که به انجامش قادرید و کاملا مشتاق تصاحب آنید خواسته شما نمی تواند از تحقق باز ایستد و معمولا در مدتی کوتاه به آن می رسید.

هرچه نیت روشن تر و نیرومندتر باشد تجسم خلاق شما سریعتر و آسانتر به ثمر می رسد. در هر وضعیتی از وضع نیت خود جویا شوید. اگر سست و نا مطمئن است معمولا می تواند با تاکید زیر قدرتمند شود:

اکنون نیت می کنم که خواسته ام را اینجا و اکنون بیافرینم




آدم | 86/09/09 | پیوند مطلب | 
 

تجسم خلاق
تجسم خلاق، فن استفاده از نیرو(قدرت) خیال برای آفرینش خواسته های زندگیمون هست. "کافیه اون چیزی رو که میخوایم، روشن باشه و یقینش داشته باشیم تا مراد دلمون به سراغمون بیاید". تجسم خلاق، کاری تازه و عجیب و غیرعادی نیست. پیشاپیش هر روز، و در واقع هر دقیقه به آن سرگرمیم. این قدرت طبیعی تخیل ما، و همان انرژی اصلی و اساسی آفریننده عالم هست، که چه به آن واقف باشیم چه نباشیم مدام اون رو به کار میگیریم.
در گذشته، بسیاری از ما قدت تجسم خلاق خود را به طور ناخودآگاه به کار برده ایم. به علت نگرشهای ریشه دار منفی ای که نسبت به زندگی داشتیم(یا داریم)، خود به خود و به طور ناخواسته منتظر کمبود، تنگنا، بدبیاری، مشکلات زندگی بودیم. از آنجا که آنها را در ذهن، با ایمان و قدرت هر چه تمام تصویر می کردیم و میدیدیم، کم و بیش همونهارو برای خودمون می آفریدیم.
منظورم از این مطالب اینه که یاد بگیریم تخیل طبیعی خلاق رو به شیوه ای خودآگاهانه تر، و به صورت فنی برای آفرینش/خلق اونچه که میخواهیم در جهت مثبت، چه محبت، توفیق، شادمانی، تندرستی و زیبایی، آرامش و تمرکز، ثروت و توانگری و چه هر مراد دیگر دلمان بکار ببریم.
استفاده از تجسم خلاق کلید دستیابی به ذخایر طبیعی و فراوانی زندگی را در اختیارمون میذاره.
"تخیل یعنی توانایی آفریدن آرمان یا تصویری از اونچه که میخواهیم در ذهن"; که باید به طور منظم بر این آرمان یا تصویر تمرکز کنیم و اونقدر بهش انرژی مثبت بدیم تا در برون به صورت واقعیت عینی جلوه گر بشه. به عبارت دیگه تا زمانی که عملاً به اون چیزی که تجسم می کریدیم برسیم. اون چیز میتونه در هر سطحی، چه مادی چه معنوی باشه. شاید خودمون در خونه ای نو، ماشین گرون، کاری تازه، رابطه ای زیبا، احساس آرامش و وقار مجسم کنیم. شاید  مجسم کنیم که در وضعیتی دشوار و بدون تلاش هستیم و یا آدمی تابناک و سرشار از نور و محبت هستیم مهم این هست که بدونیم در هر سطحی که هستیم می توانیم کاری کنیم و همه اونها مثمر ثمر خواهد بود.
مثلاً فرض کنیم در کنار آمدن با کسی دچار مشکل هستیم و می خواهیم با آن شخص رابطه ای زیبا تر، عشقولانه تر، هماهنگ تر و غیره بیافرینیم. پس از استراحت در حالت ژرف و آرام و متمرکز مانند در ذهن مجسم می کنیم که با شخص(محبوب) مورد نظر در کمال صداقت و عشقولانه و صراحت حرف می زنیم. تلاش کنیم که این احساس رو، با قدرت و ایمان هر چه بیشتر در خود ایجاد کنیم که تصویر(تجسم) ذهنی ما امکان پذیر هست و جوری حسش کنیم که انگار قبلاً یا به تازگی رخ داده است. هرگز نا امید نشیم! این تمرین کوتاه و ساده رو اغلب تکرار کنیم شاید هم روزی 2-3 بار. و همیشه بهش بی اندیشیم. اگر در آرزو و نیت خودمون، صمیمی و واقاً مشتاق عوض شدن باشیم و در واقع یقین داشته باشیم، بزودی می فهمیم که رابطمون تغییر کرده و دلپذیرتر و خوشایند تر شده.
باید در نظر داشته باشیم که از این شیوه نمی توان برای کنترل رفتار دیگران، به منظور انجام کاری بر خلاف میل باطنی و اراده خودشان سود جویی کرد.
برای استفاده از تجسم خلاق باید مفاهیمی رو امکان پذیر بدانیم. اما لازم نیست که به یکی از آرمانهای ماورااطبیعی(ورد و جادو ) و یا قدرت بیرونی(چک و لگد) اعتقاد داشته باشیم. فقط مهمش اینه که آرزومند غنی سازی دانش و تجربه، عقاید تازه، قدرت درونی، ذهنی باز و معتقد در این زمینه باشیم. در اول با ذهنی باز مطالبش رو مطالعه کنیم و فنون رو آزمایش کنیم، بعد به داوری بشینیم و قضاوت کنیم که برامون سودمند بوده اند یا نه.
اگر با همین شیوه به استفاده از این فنون ادامه بدیم در مدت زمان کوتاهی متوجه میشیم که چه تحولات و دگرگونی هایی در ما و زندگیمون پدید اومدند که خوابشو هم نمیدیدیم.
تجسم خلاق در اصل به معنی استفاده از قدرت و نیروی درک و متصل کردن آن به اصول طبیعیست(تجسم خلاق = خیال خلق شده یا تفکر واقعی شده).
اگر هیچ وقت گلی زیبا یا غروبی سحرانگیز را ندیده بودیم و یک نفر برامون توصیف می کرد، چه بسا که اون رو خیالی هیچ یا تجسمی معجزه آسا می پنداشتیم اما وقتی خودمان چندبار شاهدش شدیم و یقین پیدا کردیم، دیگه به نظرمون طبیعی و عادی میاد و حالت خیالی و تجسمیش رو از دست میده که همین مساله در مورد تجسم خلاق صدق میکنه. "کافیه اون چیزی رو که میخوایم، روشن باشه و یقینش داشته باشیم تا مراد دلمون به سراغمون بیاید و مارو بهش برسونه"
مطمئن باشید تا به حال شده که به یک چیز فکر کنید، بعد از مدتی کم همون فکر به واقعیت بپیونده!
آنها را در ذهن، با ایمان و قدرت هر چه تمام تجسم کنیم و ببینیم، بزرگ و کوچیک همونهارو برای خودمون می آفرینیم.


آدم | 86/08/21 | پیوند مطلب | 
 

من اومدم
من یوشا نویسنده جدید این وبلاگ هستم تا از پسران آدم بنویسم. از اینکه حقیر رو قابل میدونید مطالبم رو موخونید خیلی خوشحال و ممنونم . لفظ قلم بلد نیستم حرف بزنم بخاطر همین میرم سر اصل مطلب. این اولین پستم تو این وبلاگه، و میخوام یک سری حقایقی رو که هممون باهاش سروکار داریم ولی ازش میگذریم(که مشکل ساز هم هستن) رو بنویسم:

اینکه به ديگران آزادی بدیم تا خودشان باشند نه اینکه برامون نقش بازی کنند.
بيشتر به نيروی تفكر متكی باشیم تا نيروی جسم(با آقایون هستم)!
عقايدمون رو به ديگران تحميل نكنیم، بلکه "این نظر منه، اینم نظر تو" با گفتگو و حقیقت به تفاهم برسیم.
به خودمون مغرور نباشیم! دنیا بزرگ تر از این حرفاست. درجريان آن شناور باشیم و بدونیم قدرتی كه در جسم مون هست بسيار قوی تر از ماست(روح خدا).
خودمون رو در زندان دليل و منطق حبس نكنیم, زيرا حقيقت فراتر از منطق است!
به قول کیت فرانکلین، نویسنده کتاب C# .Net "شمشير عقل را در آتش عمل شكل بده". فكری را دنبال كنیم كه نه فقط منطقی, بلكه عملی هم باشه.
درست يا غلط، راست یا دروغ بودن هر چيز رو در قلبمون/وجودمون احساس کنیم(چون روح خدا درون ماست) تا قدرت ذاتی و واقعی مان پرورش يابد(رسیدن به قدرت ها/انرژی های خدادادی).
مهربونی و شرف, هر دو از نشانه های قدرت درونیست.
دختر باید دختر باشه، پسر باید پسر باشه!
بیش ازحد حساس نباشیم(در روابط دو طرفه).
وقتی در جمعی هستیم اجازه ندهیم دیگران بر ما/محبوبمون غلبه کنند و سواری بگیرند(فرصت طلبا در کمینند)!
شرافت، اخلاق خوب، سخت کوشی، امید، تسلیم نشدن(در مقابل حوادث روزگار)، وفاداری، همه از ویژگی های مثبت هستند! پس به محبوبمون افتخار کنیم.



آدم | 86/08/04 | پیوند مطلب |