تبليغاتX
دختران حوا - پسران آدم - صفحه نخست
     
درباره
دختران حوا - پسران آدم
لاله را
مادرم کاشته بود
لاله عباسی شد
سیب را حوا چید
سیب آدم گردید
و بدان نام و نشان ماند که ماند
 

فهرست
صفحه نخست
پست الکترونیک
عناوین مطالب
خبرنامه

 RSS 2 
 
 

بایگانی
88/08/01 - 88/08/30
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/06/01 - 87/06/31
87/04/01 - 87/04/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/10/01 - 85/10/30
85/08/01 - 85/08/30
85/07/01 - 85/07/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
 

نویسندگان
حوا
آدم
 

پیوندها
Y.P.Y
رز وحشی
نوازنده باران
ساحره
نرم افزاری رایکا
خودم بی نقاب
شهر من
نجوای دل
عشق آتش خون
Galaxy
عسل درمانی
نگین سبز
سکوت
حلقه وب رادیو جوان
یه امردادی از آفتاب
حلقه سه شنبه
زردشت
راز دل مهتاب












 

پیوند به وبلاگ
دختران حوا - پسران آدم


دختران حوا - پسران آدم


دختران حوا - پسران آدم
 

طراح قالب
یوشا آل ایوب
 

اطلاعات وبلاگ
Powered by Blogfa

<-BlogCustomHTML->
 
تجسم خلاق
تجسم خلاق، فن استفاده از نیرو(قدرت) خیال برای آفرینش خواسته های زندگیمون هست. "کافیه اون چیزی رو که میخوایم، روشن باشه و یقینش داشته باشیم تا مراد دلمون به سراغمون بیاید". تجسم خلاق، کاری تازه و عجیب و غیرعادی نیست. پیشاپیش هر روز، و در واقع هر دقیقه به آن سرگرمیم. این قدرت طبیعی تخیل ما، و همان انرژی اصلی و اساسی آفریننده عالم هست، که چه به آن واقف باشیم چه نباشیم مدام اون رو به کار میگیریم.
در گذشته، بسیاری از ما قدت تجسم خلاق خود را به طور ناخودآگاه به کار برده ایم. به علت نگرشهای ریشه دار منفی ای که نسبت به زندگی داشتیم(یا داریم)، خود به خود و به طور ناخواسته منتظر کمبود، تنگنا، بدبیاری، مشکلات زندگی بودیم. از آنجا که آنها را در ذهن، با ایمان و قدرت هر چه تمام تصویر می کردیم و میدیدیم، کم و بیش همونهارو برای خودمون می آفریدیم.
منظورم از این مطالب اینه که یاد بگیریم تخیل طبیعی خلاق رو به شیوه ای خودآگاهانه تر، و به صورت فنی برای آفرینش/خلق اونچه که میخواهیم در جهت مثبت، چه محبت، توفیق، شادمانی، تندرستی و زیبایی، آرامش و تمرکز، ثروت و توانگری و چه هر مراد دیگر دلمان بکار ببریم.
استفاده از تجسم خلاق کلید دستیابی به ذخایر طبیعی و فراوانی زندگی را در اختیارمون میذاره.
"تخیل یعنی توانایی آفریدن آرمان یا تصویری از اونچه که میخواهیم در ذهن"; که باید به طور منظم بر این آرمان یا تصویر تمرکز کنیم و اونقدر بهش انرژی مثبت بدیم تا در برون به صورت واقعیت عینی جلوه گر بشه. به عبارت دیگه تا زمانی که عملاً به اون چیزی که تجسم می کریدیم برسیم. اون چیز میتونه در هر سطحی، چه مادی چه معنوی باشه. شاید خودمون در خونه ای نو، ماشین گرون، کاری تازه، رابطه ای زیبا، احساس آرامش و وقار مجسم کنیم. شاید  مجسم کنیم که در وضعیتی دشوار و بدون تلاش هستیم و یا آدمی تابناک و سرشار از نور و محبت هستیم مهم این هست که بدونیم در هر سطحی که هستیم می توانیم کاری کنیم و همه اونها مثمر ثمر خواهد بود.
مثلاً فرض کنیم در کنار آمدن با کسی دچار مشکل هستیم و می خواهیم با آن شخص رابطه ای زیبا تر، عشقولانه تر، هماهنگ تر و غیره بیافرینیم. پس از استراحت در حالت ژرف و آرام و متمرکز مانند در ذهن مجسم می کنیم که با شخص(محبوب) مورد نظر در کمال صداقت و عشقولانه و صراحت حرف می زنیم. تلاش کنیم که این احساس رو، با قدرت و ایمان هر چه بیشتر در خود ایجاد کنیم که تصویر(تجسم) ذهنی ما امکان پذیر هست و جوری حسش کنیم که انگار قبلاً یا به تازگی رخ داده است. هرگز نا امید نشیم! این تمرین کوتاه و ساده رو اغلب تکرار کنیم شاید هم روزی 2-3 بار. و همیشه بهش بی اندیشیم. اگر در آرزو و نیت خودمون، صمیمی و واقاً مشتاق عوض شدن باشیم و در واقع یقین داشته باشیم، بزودی می فهمیم که رابطمون تغییر کرده و دلپذیرتر و خوشایند تر شده.
باید در نظر داشته باشیم که از این شیوه نمی توان برای کنترل رفتار دیگران، به منظور انجام کاری بر خلاف میل باطنی و اراده خودشان سود جویی کرد.
برای استفاده از تجسم خلاق باید مفاهیمی رو امکان پذیر بدانیم. اما لازم نیست که به یکی از آرمانهای ماورااطبیعی(ورد و جادو ) و یا قدرت بیرونی(چک و لگد) اعتقاد داشته باشیم. فقط مهمش اینه که آرزومند غنی سازی دانش و تجربه، عقاید تازه، قدرت درونی، ذهنی باز و معتقد در این زمینه باشیم. در اول با ذهنی باز مطالبش رو مطالعه کنیم و فنون رو آزمایش کنیم، بعد به داوری بشینیم و قضاوت کنیم که برامون سودمند بوده اند یا نه.
اگر با همین شیوه به استفاده از این فنون ادامه بدیم در مدت زمان کوتاهی متوجه میشیم که چه تحولات و دگرگونی هایی در ما و زندگیمون پدید اومدند که خوابشو هم نمیدیدیم.
تجسم خلاق در اصل به معنی استفاده از قدرت و نیروی درک و متصل کردن آن به اصول طبیعیست(تجسم خلاق = خیال خلق شده یا تفکر واقعی شده).
اگر هیچ وقت گلی زیبا یا غروبی سحرانگیز را ندیده بودیم و یک نفر برامون توصیف می کرد، چه بسا که اون رو خیالی هیچ یا تجسمی معجزه آسا می پنداشتیم اما وقتی خودمان چندبار شاهدش شدیم و یقین پیدا کردیم، دیگه به نظرمون طبیعی و عادی میاد و حالت خیالی و تجسمیش رو از دست میده که همین مساله در مورد تجسم خلاق صدق میکنه. "کافیه اون چیزی رو که میخوایم، روشن باشه و یقینش داشته باشیم تا مراد دلمون به سراغمون بیاید و مارو بهش برسونه"
مطمئن باشید تا به حال شده که به یک چیز فکر کنید، بعد از مدتی کم همون فکر به واقعیت بپیونده!
آنها را در ذهن، با ایمان و قدرت هر چه تمام تجسم کنیم و ببینیم، بزرگ و کوچیک همونهارو برای خودمون می آفرینیم.


آدم | 86/08/21 | پیوند مطلب | 
 

دوست دارم
چقدر دوستت دارم وقتی از عشق می گویی

وقتی به نوازش باکره گی ابر ها می نشینی

وقتی که شب با واژگان صبح در کلامت جاری می شوند

                                                                                                دوستت دارم

میدانم میدانی

                  چگونه دستانت مرا به اوج پرواز شاپرک ها رهنمون می شوند

می دانم میدانی

                چگونه بوسه هایت بهشت مادرم را به یادم می اورند

میدانم میدانی

               که دوستت دارم

                                  به اندازه تمام عطر تمام  گل های اقاقی

                                                       که شاهد مستی شبانه عاشقانند

نمیدانم میدانی؟

                              لذت گناه آلوده غرق چشمانت

                                                  هنگامی که از عشق می گویی

                                                                      چگونه بر گندم زار قلبم شرر می افکند

نمیدانم میدانی؟

                        که هر شب با لباس سفید و دو بال نقره ای

                                                            خواب را از چشمم میربایی و مرا

                                                                           بر اوج نورو عشق به سرزمین مادری ام  پرواز می دهی؟

اما می گویم که بدانی

                                مولای من

                                           قلبم را به دستانت می سپارم تا با آن

                                                                        برای نیلوفر های آبی عشق   

                                                                                    ترانه های آبی رنگ دوست داشتن را بنوازی

میدانی؟

                 دوستت دارم

         




حوا | 86/08/10 | پیوند مطلب | 
 

من اومدم
من یوشا نویسنده جدید این وبلاگ هستم تا از پسران آدم بنویسم. از اینکه حقیر رو قابل میدونید مطالبم رو موخونید خیلی خوشحال و ممنونم . لفظ قلم بلد نیستم حرف بزنم بخاطر همین میرم سر اصل مطلب. این اولین پستم تو این وبلاگه، و میخوام یک سری حقایقی رو که هممون باهاش سروکار داریم ولی ازش میگذریم(که مشکل ساز هم هستن) رو بنویسم:

اینکه به ديگران آزادی بدیم تا خودشان باشند نه اینکه برامون نقش بازی کنند.
بيشتر به نيروی تفكر متكی باشیم تا نيروی جسم(با آقایون هستم)!
عقايدمون رو به ديگران تحميل نكنیم، بلکه "این نظر منه، اینم نظر تو" با گفتگو و حقیقت به تفاهم برسیم.
به خودمون مغرور نباشیم! دنیا بزرگ تر از این حرفاست. درجريان آن شناور باشیم و بدونیم قدرتی كه در جسم مون هست بسيار قوی تر از ماست(روح خدا).
خودمون رو در زندان دليل و منطق حبس نكنیم, زيرا حقيقت فراتر از منطق است!
به قول کیت فرانکلین، نویسنده کتاب C# .Net "شمشير عقل را در آتش عمل شكل بده". فكری را دنبال كنیم كه نه فقط منطقی, بلكه عملی هم باشه.
درست يا غلط، راست یا دروغ بودن هر چيز رو در قلبمون/وجودمون احساس کنیم(چون روح خدا درون ماست) تا قدرت ذاتی و واقعی مان پرورش يابد(رسیدن به قدرت ها/انرژی های خدادادی).
مهربونی و شرف, هر دو از نشانه های قدرت درونیست.
دختر باید دختر باشه، پسر باید پسر باشه!
بیش ازحد حساس نباشیم(در روابط دو طرفه).
وقتی در جمعی هستیم اجازه ندهیم دیگران بر ما/محبوبمون غلبه کنند و سواری بگیرند(فرصت طلبا در کمینند)!
شرافت، اخلاق خوب، سخت کوشی، امید، تسلیم نشدن(در مقابل حوادث روزگار)، وفاداری، همه از ویژگی های مثبت هستند! پس به محبوبمون افتخار کنیم.



آدم | 86/08/04 | پیوند مطلب |