| چقدر دوستت دارم وقتی از عشق می گویی
وقتی به نوازش باکره گی ابر ها می نشینی
وقتی که شب با واژگان صبح در کلامت جاری می شوند
دوستت دارم
میدانم میدانی
چگونه دستانت مرا به اوج پرواز شاپرک ها رهنمون می شوند
می دانم میدانی
چگونه بوسه هایت بهشت مادرم را به یادم می اورند
میدانم میدانی
که دوستت دارم
به اندازه تمام عطر تمام گل های اقاقی
که شاهد مستی شبانه عاشقانند
نمیدانم میدانی؟
لذت گناه آلوده غرق چشمانت
هنگامی که از عشق می گویی
چگونه بر گندم زار قلبم شرر می افکند
نمیدانم میدانی؟
که هر شب با لباس سفید و دو بال نقره ای
خواب را از چشمم میربایی و مرا
بر اوج نورو عشق به سرزمین مادری ام پرواز می دهی؟
اما می گویم که بدانی
مولای من
قلبم را به دستانت می سپارم تا با آن
برای نیلوفر های آبی عشق
ترانه های آبی رنگ دوست داشتن را بنوازی
میدانی؟
دوستت دارم
حوا | 86/08/10 | پیوند مطلب |
|