تبليغاتX
دختران حوا - پسران آدم - صفحه نخست
     
درباره
دختران حوا - پسران آدم
لاله را
مادرم کاشته بود
لاله عباسی شد
سیب را حوا چید
سیب آدم گردید
و بدان نام و نشان ماند که ماند
 

فهرست
صفحه نخست
پست الکترونیک
عناوین مطالب
خبرنامه

 RSS 2 
 
 

بایگانی
88/08/01 - 88/08/30
88/05/01 - 88/05/31
88/04/01 - 88/04/31
88/03/01 - 88/03/31
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/06/01 - 87/06/31
87/04/01 - 87/04/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/10/01 - 85/10/30
85/08/01 - 85/08/30
85/07/01 - 85/07/30
85/06/01 - 85/06/31
85/05/01 - 85/05/31
85/04/01 - 85/04/31
 

نویسندگان
حوا
آدم
 

پیوندها
Y.P.Y
رز وحشی
نوازنده باران
ساحره
نرم افزاری رایکا
خودم بی نقاب
شهر من
نجوای دل
عشق آتش خون
Galaxy
عسل درمانی
نگین سبز
سکوت
حلقه وب رادیو جوان
یه امردادی از آفتاب
حلقه سه شنبه
زردشت
راز دل مهتاب












 

پیوند به وبلاگ
دختران حوا - پسران آدم


دختران حوا - پسران آدم


دختران حوا - پسران آدم
 

طراح قالب
یوشا آل ایوب
 

اطلاعات وبلاگ
Powered by Blogfa

<-BlogCustomHTML->
 
اینم از این ماه رمضون
این روزا برای حضرت علی گریه کردیم

شبای احیا تا صبح بیدار نشستیمو دعا کردیم

از خدا خواستیم مارو ببخشه

اما هممون یادمون رفت خدا که حقشو می بخشه

حق بنده های خدا رو چی کار کنیم؟

همونی که قراره تا قرون آخرشو پس بدیم

این همه برای حضرت علی گریه کردیم

اما یادمون رفت که گفته مرد مسلمان باید از این غصه بمیرد که در سرزمینش خلخال از پای زن یهودی به جور  بیرون می آورند

اگه این حرفو قبول داشته باشیم

اگه غیرت مسلمونی داشته باشیم

یا دیگه مردی تو این سر زمین باقی نمونده یا دیگه مسلمونی




حوا | 85/07/29 | پیوند مطلب | 
 

اسطوره مریم
من مریم دوباره از مریم مینویسم

از زنی که یا پیغمبر خدا پا به پای او گناه کرد یا او بی گناه بود.

من مریم دوباره از مریم مجدلیه مینویسم

از اسطوره ای که مریم را ساخت

از زنی که پیامبر عشق رسالت خویش را با عشق او آغاز کرد

اما چه کم لطفند فرزندان آدم

چه کم لطفند که فقط او را به صلیب کشیده میدانند و هر سال مرا سنگسار می کنند

من هم پا به پای او جنگیدم

پا به پای او عشق ورزیدم

پا به پای او به صلیب کشیده شدم

اما حالا از هزارتوی تاریخ سر برآورده ام که فریاد بزنم من هم هستم    من هم بودم  من هم دیدم  من هم رنج کشیدم 

من هم آنروز آن صلیب را دیدم

من هم آن روز اشک ریختم

من هم آن روز قلبم را به در سینه عیسی به صلیب کشیدم

و از آنجا که میدانم خدا بر خلاف فرزندان آدم عادل است

شاید روحم هنوز با او باشد

من آرامم اما دخترانم هنوز رنج می کشند و من ارمغان آرامش را بر دوش دارم

 




حوا | 85/07/10 | پیوند مطلب | 
 

کرامات شیخ ما
یه مدت وقت آپ کردن نداشتم اما حالا دوباره یه کم سرم خلوت شده.

چند روز پیش یکی از دوستام حرف جالبی زد که خیلی روم اثر گذاشت.

میدونین من همیشه معتقد بودم آدم باید پول اضافی به کسی نده. حالا تو هرچی.

اما اون می گفت همیشه به راننده تاکسی ها پول بیشتر میده اما با رضایت و معتقد هم بود که چون با رضایت داده دیگران هم با رضایت به اون پول می دن. یعنی به عبارتی معتقد بود که از هر دست بده از همون دستم می گیره.

حرفاش خیلی رو من تاثیر گذاشت و باعث شد همون شب به جای ۹۰۰ تومن کرایه ماشین ۱۰۰۰ تومن بدمو فوری جیم شم تا راننده بقیه پولمو پس نده.

به نظر من یه جورایی حرف دوستم درست بود. آدم نباید نسبت به پولاش  چسبندگی داشته باشه. هرچی باشه ما صاحب پولمونیم نه پولمون صاحب ما.




حوا | 85/07/04 | پیوند مطلب |