| امروزه زنان نمی خواهند فقط سر به راه باشند. آگاهی آنان از خود افزایش یافته است. با این حال تناقض های بسیاری در ذهن زن امروزی نهفته است. می کوشد خود را ابراز کند اما وجدانش ناراحت است. در بیرون خاموش اما از درون آکنده از کشمکش است. از سویی می خواهد محبوب همگان باشد و می کوشد همه را راضی نگه دارد و از سوی دیگر می داند در این صورت دچار وابستگی می شود. می خواهد به هدفش برسد اما میل ندارد دیگران را پشت سر بگذارد. می خواهد اعتماد به نفس داشته باشد اما کسی را نترساند.
دودلی و تردید او در حالات ظریف جسمانی اش نهفته است : سری خم شده نگاهی شرمگین و لبخندی مردد این پیام را مخابره می کند: "در عمق وجودم از خودم مطمئن نیستم."
خانم ها به راحتی می توانند خود را جای دیگران قرار دهند.با این حال در ابراز عقاید آرزو ها و احساسات خود دچار مشکل هستند. زن نمونه در جامعه کسی است که با لبخندی بر لب کارهای خانه و کارهای بیرون از خانه و همچنین مراقبت از فرزندان و وظایف زناشویی را انجام دهد . او فداکاری می کند اما توقع تشکر ندارد و در موقعیت فرودست خود به برخی از موقعیت های شغلی دست می یابد.
زنان بیش از مردان دچار اضطراب و افسردگی می شوند. فکر می کنند برای آن که از آنان قدر دانی شود باید بیش از مردان زحمت بکشند. آنان بیش از همکاران مرد خود کار می کنن اما کمتر قدرشان را می دانند و بهره کمتری نصیبشان می شود . حتی خود نیز قدر زحمت خودشان را نمی داند. بسیاری از زنان دستاورد های خوبشان را پنهان می کنند زیرا نمی خواهند به خود ببالند. انتظار می کشند تا شاید کسی آنان را کشف کند و چنانچه کسی پیدا نشد به افسردگی و دلخستگی دچار می شوند.
خانم ها می پندارند از طریق عزیز بودن و ساکت ماندن می توانند در زندگی خصوصی و شغلی به کامیابی دست یابند. امید دارند از طریق یاری دادن و خدمت کردن مورد محبت و قدر دانی قرار گیرند . فکر می کنند با سکوت و نشان دادن فهمیدگی شان می توانند دل مردی را به دست آورند. تنها راهبرد موفقیت که هیچ شکی درباره اش ندارند خوب بودن در نظر دیگران است.
آنها بسیار تلاش می کنند اما باور دارند که موفقیتشان پیامد تلاش آنان نیست. اگر موفق شوند آن را به حساب بخت و اقبال و اوضاع بیرونی می گذارند و اگر به هدف نرسند خود را زیر سوال می برندو از خود بیزار می شوند.
آنها نمی خواهند برجسته به نظر آیند و مرتکب این اشتباه می شوند که از طریق مخفی ماندن می توان به هدف رسید. خانمها باید بیاموزند که مخفیانه جویای سپاس نباشند بلکه در ازای لطفی که می کنند انتظار لطفی متقابل داشته باشند. آنها فداکاری می کنند و می پندارند که دیگران مدیون ایشانند و سرانجام دین خود را ادا خواهند کرد اما معمولا چنین نی شود.
بزرگترین مانعی که خانم ها باید از سر راه خود بردارند آن است که بخواهند محبوب همگان باشند. زیرا در ازای این خواست اعتماد به نفس استقلال و توان خود را واگذار می کنند و به جای آن که خود را باز یابند هرچه بیشتر از خود بیگانه می شوندو اگر کسی از آنان خوششان بیاد باورشان نمی شود.
زنانی که با خود در صلح به سر می برند میان توقعات خویش و انتظارات اطرافیانشان تعادل بر قرار ساخته اند آنها اهل خطر کردن هستند و می دانند ریسک به معنای امکان برد یا باخت است ولی خواهان برد هستند. مسخ دیگران نمی شوند و توانایی های خود را باور دارند.
متاسفانه کمتر زنی در راستای کسب استقلال گام بر می دارد. بیشتر زنان اسیر الگوهای قدیمی اند. دلهره از تنبیه شدن بابت گستاخی و نقض قواعد قراردادی در ذهن بیشتر خانم ها وجود دارد. آنها گرفتار سربه راهی خود هستند و بدین سبب از بسیاری از لذات زندگی محروم مانده اند. البته شیوه بار آمدن کودکی در این زمینه نقش به سزایی دارد.
در 30 سال اخیر دو اسلوب توضیحی روانشناختی برای روشن ساختن علل پیدایش و تثبیت سرکوب خویشتن به وجود آ مده است:
درماندگی اکتسابی: مفهومی بنیادی برای درک کشمکش های زنانه است . بسیاری از مسائل روزمره با این مفهوم قابل توضیح است. وقتی خانمی لاستیک خودرواش پنچر می شود و از پس تعویض آن بر نمی آید دچار درماندگی می شود یا وقتی شوهر زور گویش او را کتک می زند و جرات متارکه ندارد مانند درمانده ها عمل می کند. زلیگمان یکی از پیشنهاد کنندگان این مفهوم معتقد است دشواری های روحی از قبیل افسردگی و اضطراب را می توان می توان به صورت واکنش های درماندگی توضیح داد یک سلسله تجربه های گوناگون می تواند منجر به این باور شوند که نمی توانم به خودم کمک کنم یا از پس دشواری های زندگی بر نمی آیم. که البته این موضوع ربطی به واقعیت های بیرونی ندارد زیرا اکتسابی است و به هیچ وجه جنبه نا گزیر ندارد.
مفهوم پیشگویی پیش آورنده: به این معنی است که چون انتظار معینی وجود دارد رخداد متناظر با آن اتفاق می افتد. که این موضوع هم در مورد پیشگویی های خوشایند و هم ناخوشایند مصداق دارد.
درماندگی اکتسابی و پیشگویی پیش آورنده در می آمیزندو یکدیگر را تکمیل می کنند. درماندگی در موقعیت های روزمره گوناگون ظاهر می شود. خانم های درمانده به توانایی خود برای رسیدن به کامیابی شک دارند و به ندرت اهداف خود را تا به آخر دنبال می کنند و همواره به میزان زیادی عقب تر از امکانات خود گام بر می دارند و در صورت رویارویی با مشکلات کوچک به راحتی تسلیم می شوند.
برخی از زنان بر پایه تجربیات خود تصور می کنند با تکیه بر قوای خویش به نتیجه مورد نظرشان دست یابند و به یاری دیگران یا بخت و اقبال چشم می دوزند و تحت تاثیر الگوهای وابستگی فقط یک راه برایشان باقی می ماند ناچار می شوند خود را با خواسته های دیگران سازگار کنند.
افراد درمانده از بی حالی خستگی مزمن بی خوابی یا فعالیت بی هدف رنج می برند و گرفتار این باورند که هیچ چیز را نمی توان تغییر داد و می ترسند که مبادا به تنهایی از پس زندگی بر نیایند با این حال آنها فقط در مواقع بحرانی به درماندگی خویش اعتراف می کنند.
فقط تعداد اندکی از خانم های درمانده در مورد پیش بردن زندگی و تصمیم گیری احساس توانمندی می کنند . این وضعیت پیامد هایی نیز دارد. آنکس که توانمندی خود را باور ندارد به دیگران روی می آورد و از آنان یاری می طلبد به همین دلیل اغلب تمام انرژی شان صرف یافتن کسی می شود که بتوانند به او بچسبند. به جای آن که از نیروی خویش برای استوار ساختن و بیان کردن خواسته های خود استفاده کنند آن را با دل بستن به امید های واهی هدر می دهند.
حوا | 86/09/15 | پیوند مطلب |
|